Me, Myself And ...

نام : احسان
شهرت : مشهور نيستم
رشته تحصيلي : علوم كامپيوتر
محل تحصيل : پيــــــام نور نجـــــــــــــف آباد
فعاليت علمي : دو كارت هزار آفرين در دوره ي دبستان
فعاليت سياسي :شركت در انتخابات دو دوره ي متوالي
پست الكترونيك :
amini.ehsan@Gmail.com
شناسه ي ياهو :
CGOPNU
فرم تماس با من

 

PhotoBlog

www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from An Iranian Student. Make your own badge here.
 

Linkdump

 

Chatter Box

   

 

Archive

<< March 2006 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03 04
05 06 07 08 09 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31

 
Next Page
 

Friends Link

 

Tools


Search Engine Optimization

blogdrive

 
Tuesday, March 28, 2006

Esfahan

چشمهاي تو اصفهان است !

خيلي وقت بود كه به قصد گردش اصفهان نرفته بودم . ديروز با اينكه كلي كار عقب افتاده داشتم تصميم گرفتم كه بعد از مدتها برم و يه چرخي تو اصفهان بزنم .
از اونجايي كه تنهايي رو دوست ندارم و هميشه با دوستام ميريم بيرون شروع كردم به زنگ زدن به چند تا از اونا ( البته با رعايت سلسله مراتب پايگي ! ) ولي از شانس بد ما ( شايدم خوب ! ) هر كسي يه چيزي رو بهونه كرد و آخر كار من موندم و خودم ديگه !

كله ي سحر يعني  ساعت 9 صبح ! سوار ميني بوساي نجف آباد شدم . آدم وقتي سوار اين ماشينا ميشه يادش به فيلماي كلاسيك آمريكايي يا مستنداي مربوط به جنگ جهاني دوم ميفته كه توش با يه چيز شبيه اينا ( يه ذره بهترش ! ) سربازاي آلماني در حال اعزام به جنگ هستند ! البته احتمالا تا سال ديگه اين ماشيناي نادر توسط موزه ي بنز خريداري ميشند !
خلاصه اينكه براي طي كردن 30 كيلومتر راه بين نجف آباد تا اصفهان فقط و فقط 60 دقيقه ي ناقابل بايد توي ميني بوس بشينيد و نه بيشتر !

ساعت 10 كه رسيدم اصفهان اول رفتم ميدون امام ( نقش جهان ) .
 اونقدرا كه اوايل عيد شلوغ بود ، امروز شلوغ نبود ! يه دوري زدم و چند تايي هم عكس گرفتم ...

مسجد شيخ لطف اللهگنبد زيباي مسجد شيخ لطف اللهنماي مسجد شيخ لطف الله از توي بازار

 مسجد شيخ لطف الله ( البته گنبدش ! ) خيلي قشنگه ، لامصب عكس خورشم خيلي ملسه !

سر در مسجد امامعمارت عالي قاپوگلدسته ها و ستون

اينا هم مسجد امام و عمارت عالي قاپو ( به قول پيرمرد اصفهانيا علي قاپو )
كسي ميدونه اون نيمچه ستون ! توي عكس سمت راست كاربردش چيه ؟
از اينا زياد ديدم توي اصفهان ، هم توي ميدون امام و هم كنار سي و سه پل

بازار اصفهاناسباي ميدون روزاي پركاري دارندقوري و سماور قبيله به جاي خانواده

اينا هم عكساي بازار اصفهان ، ميخواستم اون سماور و قوري رو بخرم فقط نميدونستم چطور بايد ببرم خونه ، برا همينم نخريدم ! (تنها دليلش همين بود ! )
توي بازار سروصداي چكشا ميومد كه يهو يكي از اين پيرمرد بازاريا داد زد :
bas koon dige in keke ro avvel sohbie
كلي باعث خنده شد ، البته نمي دونم بقيه منظورش رو فهميدند يا نه !
شرمنده اگه بي ادبي شد ، نقل به مضمون بود !

ديگ و ديگچهقليون ، باب كار دودكشامينا كارياي بسيار زيبا

عكس وسط رو به افتخار رفقاي اهل دودم گرفتم !
سمت راستي به نظر خودم عكس قشنگي شد ( شانسي شد البته ! )
 ديگ توي عكس سمت چپي رو هم تا به چشم خودتون نبينيد نمي فهميد چقدر گنده ست !

انارفلاني،دوستت دارمظروف ميناكاري

ظروف مينا كاري به نظر من قشنگترين مدل صنايع دستي اصفهانه حتي قشنگتر از خاتم ، مگه نه ؟
اون عكس وسط هم ماجراي ياروه كه روز ولنتاين 20 تا كارت فقط تو در قلب مني ميخره !
در ضمن اون انارا به نظرتون آشنا نيست ؟ يعني قبلا يه جايي نديديد ؟ پارسال تا حالا 600 تومان گرونتر شدند يعني امسال هر كدوم 1600 تومان !

فرش دستبافمينياتوريستسي و سه پل

قالي دستباف ، مينياتوريست اصفهاني و سي و سه پل ...

سي و سه پل كه رسيدم با اجازتون يه بستني خوردم بعدش به چند نفر از رفقا زنگ و اس ام اس زدم كه چون خواب بودند يا گوشيشون دايورت بود جواب نگرفتم  .
از اونجا كه تنهايي اصلا حال نمي داد و هم خيلي خسته بودم و هم خيلي گشنم بود بيخيال خواجو شدم و به سمت خانه روانه گشتم ... فقط يه جايي خيلي دلم ميخواست عكس بگيرم كه چون توي ماشين بودم نشد و اونم آتيشگاه بود ، فوق العاده شلوغ همراه با بليط هزار تومني !!!

واقعا همه جاي اصفهان قشنگ و زيباست ولي فقط حيف كه ... نه ولش كنيد اونام خوبند .


تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 06:19

Comments ==> 6


 

Tuesday, March 21, 2006

Present ...

عيدي ...

اينم از عيدي ، بالاخره آماده شد .
ناقابله ولي رسما سرويس شدم !


تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 22:52

Comments ==> 3


 

Monday, March 20, 2006

And Now , Spring !

و اينك بهار ...

گاهي وقت ها كه دلت مي گيرد و تنهاتر از هميشه مي شوي ،
آسمان چشمانت باراني و خيس مي شود ،
پرنده ي دلت در حصارهاي غم زنداني مي شود ،
آسمان دلت خاكستري مي شود ، غصه ها به بينهايت مي رسند و ستاره ها كمرنگ و كمرنگ تر مي شوند ، و تويي و تنهايي ات .
دلت براي خودت ، براي نو شدن ، براي تغيير كردن تنگ مي شود ،
از بي تحركي و ركود خود خسته مي شوي ،
 

دلت براي جوانه زدن تنگ مي شود ، دلت مي خواهد ريشه بدواني ، استوار شوي ، بزرگ شوي ، رشد كني و تا آسمان برسي .
دلت مي خواهد از قفسي خاكي كه تو را اسير خود كرده آزاد شوي . دلت مي خواهد خون در رگهايت به جريان در آيد
و تو آن را با همه ي وجود حس كني .
دلت مي خواهد با نم نم باران رها شوي
و عطر شكوفه ها را در فضا حس كني .
آن وقت است كه مي فهمي دلت براي بهار تنگ شده ،
دلت بهار مي خواهد ، دلت عيد مي خواهد ،
نوروز مي خواهد تا تو روزي نو را شروع كني ، تا عوض شوي ،
تا تنهايي ات را با همه ي شكوفه ها تقسيم كني ،
تا آينه ي چشمانت را به شبنم اشك صفا دهي ،
پرنده ي دلت را از همه ي حصارهاي غم آزاد كني
و خورشيد را به خانه ي دلت دعوت كني .
 

نازنين ، بهاري شو و دست در دست نسيم به مهماني شكوفه ها برو .
جوانه بزن و طعم گس بهاري شدن را در رگ هايت حس كن
و همراه تمام قناري ها ترانه ي بهار را سر بده .

يا مقلب القلوب والابصار ، يا مدبراليل و النهار ، يا محول الحول و الاحوال


امسال يه ذره زيادي سبزه انداختيم !

ممنون از دوست عزيزي كه اين متن رو برام نوشت ، ايشالله جبران كنم !


تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 17:33

Comments ==> 1


 

Tuesday, March 14, 2006

Iranian Blogger Present For Nowruz

وبلاگنويسان ايراني عيدي ميدهند !

حكيمي را گفتند عيد بي عيدي به چه ماند ؟
اندكي تامل كرد و چنين گفت : خرمگس !
مريدان از اين نظر برآشفتند و گفتند حكيما اين چه سخن لغوي است كه گويي .
حكيم گفت :عيد بي عيدي به زنبور بي عسل ماند و آن خرمگسي بيش نيست !
حاضران از اين سخن حكيم در تحير فرو رفتند و نعره ها زدند و بسيار گريستند !

با ذكر اين حكايت ميرم سر اصل مطلب :

حدود يك هفته تا آغاز سال جديد مونده و همه در تدارك برگزاري اين مراسم آييني هستند . تصميم داشتم كه براي عيد يه چيزي به عنوان عيدي به خواننده هاي وبلاگ بدم ( البته يه چيز منظور عكس ، فلش ، آهنگ يا چيز ديگري ! بود ) كه ديدم خيلي تكراري و ضايع ميشه . فكر كردم كه ميشه يه گلچين از بهترين مطالبي كه توسط وبلاگ نويسا توي سال 84 نوشته شده تهيه كرد و اون رو براي داونلود توي وبلاگ گذاشت ولي مشكل اينه كه ممكنه نظر من با نظر بقيه فرق داشته باشه ، به عنوان راه حل :

از همه ي دوستان و دشمنان وبلاگ نويسم دعوت ميكنم تا لينك بهترين مطلبي رو كه توي سال 84 نوشتند براي من بفرستند تا براي عيد يه مجموعه ي جمع و جور مرتب به عنوان عيدي به خواننده هامون بديم .

اين كار چند تا حسن خوبي و چند تا حسن بدي ! داره .
خوبيش اينه كه اينجوري حداقل عقيده يك نفر تاثير گذار نيست و همه نظرشون اهميت پيدا ميكنه ( يعني آخر دموكراسي ! )
در ضمن شايد با خوندن بهترين مطلب وبلاگ شما توسط چند نفر اونا مشتري وبلاگتون شدند و ويزيتوراتون بالا رفتند ( زهي خيال باطل ! )

بدياش رو هم ميذاريم به حساب خوبي و آقايي خودم !

پس تا تاريخ 29 اسفند ماه 84 هر وبلاگ نويس ( كه مايله ! ) فقط و فقط لينك بهترين پستش توي سال 84 رو از طريق ايميل من و يا كامنت همين پست به من بده تا ببينيم چيكار ميشه كرد . شايد بعد از اين تاريخ ديگه به درخواستها ترتيب عمل داده نشه ! ( شااااااااايد ! ) .

آما ، آما يه مسئله اي هم كه هست اينه كه درسته كه اينجا دموكراسي برقراره ولي دموكراسي از نوع ايرانيش ! يعني چي ؟ يعني اينكه همه نظراشون رو بگند ، آخر بار هرچي من گفتم !!! و اين يعني اين كه : اگه تعداد درخواستها زياد شد ممكنه نظارت استصوابي انجام دادم و بعضياش رو انتخاب نكنم ، ( اگه زياد شد ! ) اينو گفتم كه بعد دلخوري پيش نياد .

فقط يه خواهش از وبلاگ نويسا دارم : اگه براتون مقدوره تو وبلاگ خودتون به اين نوشته لينك بديد يا اينكه بقيه دوستان وبلاگ نويستون رو هم خبر كنيد تا شايد چهار نفر ديگه هم لينك بفرستند و عيديمون بشه يه عيدي درست و حسابي . ( البته نه از طرف من بلكه از طرف جمعي از وبلاگ نويسان ايراني براي جمعي از وبلاگ خوناي ايراني ! )

منتظر دريافت مطالب فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي ، ورزشي ، هنري ، ادبي ، بي ادبي ، احساسي ، بي احساسي ، مردونه ، نامردونه ، هسته اي  تخيلي و ... از طرف شما هستم .


تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 06:18

Comments ==> 4


 

Tuesday, March 07, 2006

Hi Jeegar !

سلام جيگر !

ديروز داشتم با يكي از استادامون صحبت ميكردم ( البته جايي غير از دانشگاه ) كه يكي از رفيقاش اومد باهاش دست داد و گفت : سلام جيگر !
حالا تصور كنيد قيافه ي عصباني استاد ، قيافه ي من كه مرده بودم از خنده و جلوي خودم رو گرفته بودم و ضمن اينكه  هر دوتامون وانمود مي كرديم كه اتفاقي نيفتاده !
آي حال ميده استاد حالش گرفته بشه آي حال ميده !

[ اگه خداي نكرده ، روم به ديوار ، استاد اينجا رو خوند ، اونوقت ... خدا نياره اون روز رو ! ]

  گنبد امامزاده احمدرضا
گنبد امامزاده احمدرضا
 يه جايي نزديك همون عكس پاييني !

تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 05:16

Comments ==> 5


 

Tuesday, February 28, 2006

Untitled !!!

از همه جا ، از هيچ رنگ !

¤ اول بسم الله بگم كه اين پست رو فقط محض بيكار نبودن نوشتم ، اگه شمام بيكاريد بشينيد بخونيد و الا به كاراتون برسيد بهتره ، چه از اين لحاظ چه از اون لحاظ !

¤ چند روز پيش و بعد اينكه امتحانام تموم شدند يك هفته اي تهران بودم .  يك روزش رو توي خوابگاه يكي از دانشگاهاي اونجا بودم ( اسم دانشگاهش رو نميگم ولي اگه خواستيد سايتش
اينجاست ! ) كه البته همه كاري ميكردند غير از خوابيدن ! بقيش رو هم خونه ي عموهاي محترم . اتفاق قابل تعريفي برام نيفتاد به غير از چند بار گير كردن لاي در اتوبوس ، دعواهاي جالب انگيزناك توي اتوبوسا كه گاها همه ي بستگان نزديك طرفين دعوا مورد عنايت قرار ميگرفتند ! راننده ي تاكسي خمار ( شايدم نشئه ! ) كه ميخواست بزرگراه رو يكطرفه بره ! دعواي فروشنده ي تهراني و خريدار اصفهاني ( كه بسيار خنديديم ! ) . كلا تهرانيا آدماي بامرام و باحاليند ، چه پير باشند چه جوون ، چه حزب اللهي و چه داش مشتي . دم همشون گرم . حالا ميفهمم كه چرا اينقدر با اصفهانيا مشكل دارند ( خب حق دارند خداييش ! )

¤ راستي يه خبر مهم ... اگه خدا بخواد اين ترم مشروط ميشم ! اگه به سلامتي مشروط شدم اسم وبلاگ رو ميذارم : يك دانشجوي مشروط ايروني ! در ضمن فردا هم بايد كنكور ارشد بدم ((:

¤ اين روزا همش بالاي نردبونم ، پرده ميزنم ، لوستر و چراغ پاك ميكنم ، تار عنكبوت ميگيرم و خلاصه ... عيد نزديكه . راستي يكي رو هم آوردم تا يكم وبلاگم رو تميز كنه ، اون بالاست ببينيدش !

¤ نمايشگاه كتاب و مجله و نرم افزاراي انگليسي رو توي آموزشگاه نسل فرداي نجف آباد به مدت 10 روز يعني از امروز تا 10 روز ديگه ! با چند تا از دوستام آماده كرديم ، در كل به مفت نميرزه ولي اگه براتون امكانش هست ، تشريف بياريد خوشحال ميشيم !

¤ ساعت ، ديوار ، چشمات ، قلبم ، آلبوم ، گريه ، نامه ، عاشق ، آينه ، گلدون ، شونه ، خونه ، عزيزم نمياي نميخواي ، نيمكت ، گيتار ، پاييز ، مهتاب ، ميمونم ، ميميرم ، نمياي ! ( چيه جمله بسازم ؟ ! )

¤ امروز براي خريدن قلعه حيوانات يا شايدم مزرعه حيوانات ( همون Animal Farm ! ) رفتم كتابفروشي و با
زهيركوئليو اومدم بيرون ! فكر ميكنيد ربطي دارند ؟

¤ ظاهرا پس از ساليان مديد Rss وبلاگ من هم درست شد ! از
اين آدرس ميتونيد من رو به ليست خودتون اضافه كنيد . ولي فكر نمي كنم سودي براتون داشته باشه !

¤ اين عكسي رو كه ميبينيد مربوط به 10-15 روز پيشه كه رفته بوديم برف بازي ! خداييش خيلي توپ شده ، نشده ؟
 
جاتون خالي خيلي قشنگ بود

 
¤ خداييش ارزشش رو داشت كه وقتتون رو براي اين اراجيف بذاريد ؟

تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 23:15

Comments ==> 6


 

Monday, February 13, 2006

Happy Valentine's Day

ولنتاين مبارك !

محبت شديدي که در گذشته ابراز مي کردم

دروغ و بي اساس بود و در حقيقت نفرت به تو

روز به روز بيشتر مي شود و هر چه ترا بيشتر ميشناسم

پستي و وقاحت تو در نظرم آشکار مي شود

در قلب خود احساس مي کنم که ناگزير بايد

از تو دور باشم و هيچ گاه فکر نکرده بودم

شريک زندگي تو باشم زيرا ديدار هايي که اخيرا با تو داشتم

طبيعت پست و روح پليدت را بيشتر آشکار ساخت و

بسياري از اخلاق و صفات تو را به من مي شناساند و ميدانم

خشونت طبع و تند خويي تو را بدبخت خواهد کرد

اگر ازدواج ما سر بگيردبه طور يقين همه عمر خود را با تو

به پريشاني و بدبختي خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را

در نهايت شادکامي سپري خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من

هيچگاه با تو رام نخواهد شد و نفرت و کينه ام پيوسته

متوجه تو است ، اين نکته را بايد در نظر داشته باشي و بداني

از تو مي خواهم آنچه را که گفتم شوخي و مسخره تلقي نکني و بداني

اين نامه را از صميم قلب مي نويسم و چقدر تاسف ميخورم

باز هم در صدد دوستي من باشي با نهايت نفرت از تو مي خواهم

که از پاسخ دادن به اين نامه خودداري کني زيرا نامه ي تو سراسر

مهمل و دروغ است و نمي توان گفت داراي

لطف و حرارت است به طور يقين بدان که هميشه

دشمن تو هستم و از تو به شدت متنفرم و نمي توانم فکر کنم

دوست صميمي و وفادار تو هستم و به محبت تو دل بسته ام

 
ولنتاين مبارك رفيق ، حالا از اول اين نوشته رو يك خط در ميون بخون D:

Valentine's Day
v. holiday observed in North America and in some European countries on February 14th in which people exchange tokens of love and affection (particularly between sweethearts)

تحرير به خط : احسان اميني  در ساعت : 05:21

Comments ==> 7


 

Copyright © 2006 www.sefroyek.blogdrive.com All rights reserved
هر گونه مطلب قاپون و عكس قاپون از اين وبلاگ بدون ذكر آدرس و لينك آن در حكم خوردن نوچوفسكو با قاشق بوده و مستحق هشتپلكو مي باشد !